برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
دل قلم گرفته, است اگر از درد می نویسی ، مراقب کبودی استخوانهایت باش اگر از گریه می نویسی ، مراقب اطرافت باش اگر از گرسنگی می نویسی ، مراقب غذایت باش اگر از فریاد می نویسی ، مراقب گوشهایت باش اگر از زخم می نویسی ، مراقب خونابه هایت باش اگر از قصه می نویسی ، مراقب پریشانی
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
**** ولاتجسسو **** عزیز من : ای ترکیب به هم آمیخته ی وامق و عذرا !! ای مقدمه ی بی پایان به نام او !! ای فهرست زیباترین واژگان الهی !! ای منزوی ترین و دورترین خانقاه شاهدانه !! من اکنون آئینه وار در
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
میدانی عطش بعد از باران چیست؟ میدانی بارش بارانهای سیاه روغنی چیست؟ من دقیقاً در میان مهرههای مار و پیچهای گردنهی راهزنان دشتهای پوشیده از کاکتوس کمر همت خود را با واشرهای تیتانیوم بستم تا به
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
بدشانس درخیابان راه میرفت، حرف میزد با خودش حرفهایش درب وداغون مینمود، همچون خودش یک مشت حرفِ بی ربط ، مشتی حرکات ، بازارِمکاره ای درست میکرد در ذهن ... تماماً ازخودش ظاهرش کثیف بود وباطنش پُر ازخ
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
درخت دستان من خداوندا دلم دریای غم شدبه من در شهر بی رحمی ستم شد گم ام در بین آدمهای نامردشمار مردم بی کینه کم شد گرفتند از لب من خنده ام رامیان چشمم اشکم محترم شد به هر کس عشق ورزیدم سر آخرنشست و ر
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
طنز پس پریروز- رضا احسان پوراهل دودم! هر چه میآید به دستم، میکشمبی برو برگرد، آن را زود، در دم میکشم برخی از اجناس را البته باید نرم نرم،دود کرد، آن وقتها آرام و نم نم میکشم گاه کوکم، کوک کوک ک
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
خطر در کمین دختران!حتمابخونیدue4f2ueb04ue4f2ueb04ue4f2ueb04ue4f2چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. دختر 21 ساله در تحقیقات گفت: «میخواستم به دانشگاه ب
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
ای که افتادی به دام اعتیادخانه کردی در مسیر تند باداز بلندی جانب پستی شدیاندک اندک ساقط از هستی شدیظلم کردی بر خود و بر عائلهسوختی در آتش این غائلهگام اول عزّت خود باختیسوی بدبختی به سرعت تاختیگام د
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
ای مدّعیان مسلمانیاینجا شهر میانه است .همسایه نزدیک من و توچگونه حج بر تو واجب است وقتی اینها را می بینی ؟؟؟؟؟باقر رمزی باصر
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
اینجا سیستان و بلوچستان همسایه من و تو آیا نمیتوانید خرج سفر مکه خودتان را برای ساخت یک پل برای کودکان دبستانی خرج کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟ ننگتان باد ای دولتیان باقر رمزی باصر
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
فرهاد اى دريغا كز زمان تنها به ما فردا رسيدكو رسيد اما چه سودى زو شب يلدا رسيدبا تو هر دم يار ديرين واژه ام منظور بودبى تو اى محبوب خوبان جمله بى معنا رسيدجان و دل ار سوخت از سوداى افيون بود و چشم
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
معجزه انسانیت و احترام
درود درود درود
فکر میکنید اگر دوست دوران کودکیتان را ببینید که مفلوک و بی خانمان گوشهای از خیابان افتاده چه میکنید؟ احتمالا بیشتر ما به روی خودمان نمیآوریم
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی